رابطه محیط عاطفی خانواده و خودمدیریتی دیابت با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به دیابت
مقدمه: دیابت از شایع ترین بیماری های مزمن شناخته شده است. خودمدیریتی دیابت از مهمترین ارکان کنترل دیابت محسوب می شود، لذا شناسایی عوامل موثر بر خودمدیریتی دیابت، که سازه های روان شناختی از عمدهترین آنهاست، ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین محیط عاطفی خانواده و خودمدیریتی دیابت با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به دیابت انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی با طرح مقطعی و نمونه گیری هدف مند شامل ۲۰۰ فرد مبتلا به دیابت نوع یک و دو مراجعه کننده به مراکز بهداشتی استان تهران در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. داده ها با استفاده از توزیع پرسشنامههای محیط عاطفی خانواده (BFRS)، خودمدیریتی دیابت (DSMQ) و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (CERQ) در بین شرکتکنندگان جمع آوری و با روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر، تحلیل شد. یافتهها: رابطه مثبت معنادار بین محیط عاطفی خانواده با خودمدیریتی دیابت (p<۰/۰۰۱، r=۰/۵۵۷) و رابطه مثبت معنادار بین محیط عاطفی خانواده و راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان(p<۰/۰۰۱، r=۰/۴۸۴) مشاهده شد. رابطه بین محیط عاطفی و راهبردهای ناسازگار معکوس و معنادار بود (p<۰/۰۰۱، r=-۰/۳۱۷). همچنین، بین راهبردهای سازگار و خودمدیریتی دیابت، رابطه مثبت معنادار (p<۰/۰۰۱، r=۰/۵۸۲) و بین راهبردهای ناسازگار و خودمدیریتی دیابت، رابطه معکوس معنادار مشاهده شـد(p<۰/۰۰۱، r=-۰/۴۳۸). راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (سازگار و ناسازگار) نقش میانجی نسبی را در رابطه بین محیط عاطفی خانواده و خودمدیریتی دیابت ایفا کرد (۰/۰۰۱>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج، سازههای محیط عاطفی خانواده و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان میتوانند در راستای بهبود خودمدیریتی دیابت و کاهش عوارض مرتبط، مورد توجه قرار گیرند.
https://ijem.sbmu.ac.ir/article-1-3277-fa.html
ارنواز فاتحی
محسن کچویی